Showing posts with label آفتاب. Show all posts
Showing posts with label آفتاب. Show all posts

Friday, 26 November 2010

عشق رخ یار



مشتاق تو از دست دهد ملک جهان را
از عشق رخت پاره کند پرده ی جان را

نازم سر او را که به سودای تو جان داد
جان داد و رها کرد غم سود و زیان را

هر دم که تو در دیده ی من جلوه نمایی
خواهم که بر آن جلوه دهم کون و مکان را

آن زنده دلی‌ را که بود از تو نشانی
دیگر نپسندد به جهان نام و نشان را

تا از سر جان عهد مودت بتو بستم
یکباره شکستم همه عهد دگران را

پا از سر این کو نکشد عاشق مشتاق
حاشا زکف ارزان دهد این مهد امان را


فلاور



آفتابی در شبی گم کرده ام

Wednesday, 28 April 2010

آسمان - جنوبی شگفت انگیز...رخصت پرواز نیست ورنه پر وبال هست

در آسمان آنقدر ذوب میشوم تا آن هنگام که تبدیل به پرتویی از آفتاب شوم

...

خیز خواجو که مرغ گلشن دل
در سماعست و روح در پرواز

باز کن چشم جان که طائر قدس
نشود صید جز بدیده باز
...

هنگامی که در جنوبی، نمی‌دانی به خاک تعلقت بیشتر است یا به آسمان؟

برای پرواز بالی لازم است و پرواز بدون بال آسان نیست؛ حتی اگر بالی باشد، پری نیاز است! اما هنگامی که به جنوب ایران سفر می‌کنم آسمان آنقدر زیباست که روح به راحتی‌ در آسمان اوج می‌گیرد




طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیست
گلشنم نزدیک اما رخصت پرواز نیست


همه عکس‌ها در جنوب ایران گرفته شده است


...

Thursday, 18 February 2010

آفتاب



اگر چشمانم را و تمام وجودم را، مالامال از عشق


به اين سرزمين ببخشم، آيا خواهد توانست


آفتابى شود كه دلتنگى را از خاكم بگيرد؟


باشد كه هيچگاه در وحشت تاریکی نباشى


Saturday, 16 January 2010

کاش می‌‌دانستیم غبطه خوردن و حسرت به این و آن رسم زندگی‌ نیست




کاش می‌‌دانستیم غبطه خوردن و حسرت به این و آن رسم زندگی‌ نیست، زندگی با همه وسعت خود محفل سکوت و غم خوردن نیست

زندگی‌ به این معنی‌ نیست که به قضا و سرنوشت تن‌ داد و از حرکت ایستاد! زندگی‌ یعنی‌ جنبش و جاری شدن

زندگی‌ یعنی‌ کوشش و تکاپو، زندگی‌ یعنی‌ مانند آفتاب بر گلهای خسته تابیدن، مانند رودخانه جاری بودن

عمر انسان شتابان می‌گذرد و امیدوارم که بتوانم به یادگار گلی‌ زیبا در آن بکارم تا از رایحه خوش آن دیگران بهره ببرند

زندگی‌ بسیار زیباست و اگر آن را بیافروزیم، شاهد رقص شعله‌ها خواهیم بود و گرنه زندگیمان خاموش است و این خاموشی پر گناه

زندگی‌ مانند آب است، اگر آب راکد شد افسرده میشود

باید به دریای ابدیت پیوست. نیکی‌ و مهربانی و شفقت و مساعدت را باید معنا داد

باید بدانم که زنده بودن و زندگی‌ کردن یکی‌ نیست