Showing posts with label سکوت. Show all posts
Showing posts with label سکوت. Show all posts

Friday, 8 April 2011

حکایت دل




سفیدی برف

که مثل هر سال بود

...

سیاهی از تیرگی

دل من

است

...

می دانم

...

می دانم

... ... ... ... ... ... ... ... ...

... ... ... ... ... ... ... ...
... ... ... ... ... ... ...
... ... ... ... ... ...
... ... ... ... ...
... ... ... ...
... ... ...
... ...
...

همانان كه صبر نمودند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند


آیه ۴۲ سوره نحل

...
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک
چرا باید به دور تو بگردم

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم

Saturday, 22 January 2011

شب یلدای حزن یار


دلی‌ که شکست، دیگر ماندنی نیست.

دلی‌ که عزادار عشق شد، مسافر رهگذر دنیا میشود.

زمین برایش قفس است و زمینیان یاد آور کوچکی و حقارت دنیا

عشق بدون معشوق مرا بس. عزادار عشق بودن تا به کی‌؟

عمرم در انتظار و بی‌ قراری رویش گذشت

در دل‌ شکسته‌ام طوفان غم بپاست اما لبخند میزنم تا نامحرم، عریان نبیند راز دلم را

شب با تمام وسعتش از سکوت ناله‌هایم به لرزه افتاده

جراحت عشقش، طپش قلب

و نفس روح را نشان رفته

وقتی‌ سینه از غمش می‌سوزد رو به آسمان میکنی‌ و او فریاد سکوتت را

میشنود که می‌گویی دوزخت فردا بود، پس سوزاندن امروزت از چه روست؟

اگر غرور نبود چشمهایم باید به جای زبان سخن می‌راند

دل‌ بسی‌ کوشید که فراموشت کند ولی‌ بی‌چاره ندانست گذری نیست هوایت

به چشمان همیشه تبدارم سپرده‌ام که شب را بنوشد اما هشیار باشد از خواب

گامهایم فهمیده اند که باید در سکوت، بدون لرزش قدم بردارند که مبادا بر دل‌ کسی‌ ترکی افتد

آسمان هم دیگر قادر نیست که بار این امانت را تحمل کند

قرعه به نام مستان هشیار و دل‌‌های دیوانه افتاده
.
.
.از قافله جا مانده ام، دستم بگیر و پروازم ده
فلاور
دوم بهمن ۱۳۸۹
.
 ...


تقدیم به مادر شهيدان "مجيد و محسن صادقي" که پنجشنبه گذشته هنگام اذان ظهر در حین انجام غبار روبي مزار فرزندان شهيدش در حالیکه وضعيت جسمانی مساعدی داشت، به صورت ناگهاني جان سپرد

روحشان شاد


Tuesday, 15 June 2010

انسان و درد

پرسید: چرا این جماعت همیشه نالانند و افسرده؟

گفتش: دردهای کوچک ناله و افسردگی می‌‌آورد
و
دردهای بزرگ لالی!


ای خوش آنکو رفت در حصن سکوت
بسته دل در یاد حی لایموت

خامشی باشد، نشان اهل حال
گر بجنبانند لب، گردند لال


Saturday, 28 February 2009

سکوت



سکوت تنها زبان دل آدمي است

گاهي که اين سکوت بدليل کم صبري مي شکند

دست ساکت مي شود ومسکوت آرزو مي کند

که اي کاش ساکت مي ماند

که سکوت بسياري از محتويات دل را مخفي مي کند

و همين شايد تنها حسن سکوت باشد و

ساکنان علم بزرگترين غمشان همان علت سکوتشان است
...

Tuesday, 22 April 2008

سکوت

از سخنهای عذب شکر طعم
در دهان زمانه نوش منم

لیکن از رد سمع مستمعان
با زبانی چنین خموش منم

در زوایای رسته‌ی معنی
مفلس کیمیا فروش منم
انوری



در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
حافظ

هیاهوی زبان دل در سکوت زبان عقل بگوش میرسد. این هیاهو راز نهفته دل را به طریقی که عقل نفهمد فاش می‌کند. از دیدگاه حافظ، وقتی هویت (یا "من") عاقل ما خاموش می‌شود، هویت دیگری (که گاه از آن به کودک یا طفل یاد می‌کنند) به صحبت می‌آید. آین کودک در درون ماست، ولی ما بعلت مصاحبت دائم با عقل او را نمی‌شناسیم

Wednesday, 27 February 2008

نیایش



ای يگانه! ای بی همتا! ای شنونده بر سکوت من! ای آنکه در کائنات بزرگ خود بر انسانی همچون من دستور سجده داده ای! ای خدا! ای خدای مهربانی! ای خدای خوبی! ای خدای ارزن و گندم! ای دهنده نعمت آب! ای نقاش جهان و فلک! ای زنده کننده جان و روح بيمار من! ای خالق عقل و کمال! ای خدای بزرگ! ای رحمان! ای رحيم! تو را قسم به شب پر ستاره، تو را قسم به دل پاره پاره، تو را قسم به شهاب گريزان، تو را قسم به لحظه های برگ ريزان، تو را قسم به نگاه معصوم کودک، تو را قسم به شکوه باز شدن غنچه های پر اميد، تو را قسم به اشک توبه، تو را قسم به ستاره های دل انگیز، تو را قسم به دعای مادر! چنان ذکرت را بر زبانم جاری کن که حتی در بستر بيماری و در زمان گفتن هر آنچه که نمی دانم، فقط نام تو بر زبانم باشد بگذار چنان در روح و افکارم رخنه کنی که هيچ تارو پودی از من بدون تو شکوفا نگردد. چنان در درون روحم باش تا هر گام و حرکتی از من بوی خدا بدهد