Showing posts with label خنده. Show all posts
Showing posts with label خنده. Show all posts

Wednesday, 17 June 2009

صبوران صــنوبر




عطر آرام عبورشان هنوز
تا بالادست دره ها پیداست
از همین راه رفته اند حتما
حالا یک طور دیگر
از ردپایشان
به سرمنزل پروانه می رسیم


راه باریکه های دنباله دار پاییزی
هنوز هم
پر از عطر عبور آشنایانی ست
که سالها پیش
از یاد بی مرور مردمان رفته است


ای کاش
پسران ماه و دختران چشمه نشین می دانستند
بالا دست دره ها پیداست اگر هنوز
هم از رد روشن ستارگانی ست
که دیگر از جنوب شرقی شب
به خانه باز نمی ایند





سلام بر قبرهاي بي‌مادر


Friday, 12 September 2008

جدی بودن، منیت، لبخند



خنده و لبخند دقیقا همان پایه ی عبادت است

جدی بودن هرگز عابدانه نیست و نمیتواند باشد

جدی بودن از منیت است بخشی از همان بیماری است

خنده و لبخند بی نفسی است



شاید انسانی‌ که بیش از دیگران لبخند میزند و میخندد بیشترین اندوه عالم بر دلش است اما با دادن نشاط و شادی به اطراف خود، محیط را پر نشاط و شاد می‌کند

...