Showing posts with label محبت. Show all posts
Showing posts with label محبت. Show all posts

Friday, 27 May 2011

مهر و خانواده





عشق به خانواده، بزرگترین نعمت زندگی است
و خانواده مدرسه ی وظایف است، وظایفی سرچشمه گرفته شده از عشق
و اگر در این حلقه یکی‌ از آنها به شما، به آن روشی‌ که شما دلتان می‌خواهد
 ابراز علاقه نمیکند به این معنا نیست که شما را با تمام چیزی که دارد، دوست ندارد


اکنون و همیشه
...
هر هنگام که به من احتیاج داشتی
...
کنارت خواهم بود


Friday, 11 February 2011

... کیمیا

یک عمری همه دنبال کلید بهشت میگردند
دنبال گنج
دنبال کیمیا
دنبال راز و رمز سعادت
ولی‌ جایی دنبالش میگردند که نیست
معلومه که نیست


کّل قضیه، خلاصه‌اش یک کلمه است: تو بگو کلید ، بگو رمز .. آنقدر که می‌‌پیچونی، پیچیده نیست، ساده است
...
خداوند متعال رمزش را در یک کلمه به موسی‌(ع) فرمود
فرمود: محبت برای خاطر من، عداوت هم برای خاطر من


دوست داشتن برای خدا
یعنی‌ تنها ترازوی دل‌، خدا
محبت فقط برای او
نه برای ظاهر

اگر معیار و میزان محبت خداوند باشد
اگر قدرم نبینی، باز عمل میکنی
اگر نا سپاسی هم ببینی‌، باز عمل میکنی

آنهایی که در رفاقت وسط کار کم میارند
برای این است که برای خدا نکردند
وگرنه که در این وادی هر چه بیشتر مبتلا شوی، مقرّب تر میشوی



آن کیمیا که همه به دنبال آن میگردند چیزی جز محبت نیست
 ...
مابقی بیراهه است ، سنگلاخ است



کليد گنج سعادت قبول اهل دل است
مباد آن که در اين نکته شک و ريب کند
حافظ
طلا و مس

Friday, 14 January 2011

اعجاز نسیم سحر

"ای همیشه از همه نزدیکتر، عود محبت سوزانده‌ام تا شاید دلم به نور معرفتت افروخته شود"
فلاور





رفاقت و عشق به او آنچنان بر دل‌ نشست که اگر جان هم بر لب بیاید، عشقش از دل‌ نرود. او تنها رفیقی است که شایسته عشق است، بیکران عشق می‌ورزد و بجاست که ما هم به جای رفیق بازی، رفیق یاری او و یاران مخلصش باشیم. به نقلی به جای رفیق بازی، رفیق یاری بودن عین رفاقت است و اصلا رفیق یاری، زکات مردانگی و جوانمردی

خودش می‌‌فرماید:

به آنها که به زمین دل‌ بسته اند بگو: چه کسی‌ سزاوارتر از من برای دوستی‌؟

من همان دوستم که جودم، نه بخل

من همان دوستم که صبرم، نه عجز

من همان دوستم که هرگز از فضل و کرم برنگشتم

من همان دوستم که در رحمت بر نارفیقانم تا آخرین لحظات نبندم

من همان دوستم که یارانم با یاد کردنی از من قلب و وجودشان آرامش گیرد

و دلهایشان مملو از نور و امید

و ایمان حقیقی‌ به من، وجودشان را سرشار از شادی

و توکل و تکیه بر من در هنگام مصائب و سختی ها، راه را بر آنها هموارتر خواهد ساخت
فلاور


Thursday, 27 May 2010

از عیب یافتن در خلق آزاد شو! تا چند، به عیب دیگران درنگری ؛ یکبار به عیب خود نگاهی می‌کن

نبیند هنر دیده‌ی عیب جوی



منه عیب خلق ای خردمند پیش
که چشمت فرو دوزد از عیب خویش

نشاید که بر کس درشتی کنی
چو خود را به تأویل پشتی کنی

چو بد ناپسند آیدت خود مکن
پس آنگه به همسایه گو بد مکن

من ار حق شناسم وگر خود نمای
برون با تو دارم، درون با خدای

چو ظاهر به عفت بیاراستم
تصرف مکن در کژو راستم

اگر سیرتم خوب و گر منکرست
خدایم به سر از تو داناترست



ما انسان ها به شیوه ی هندیان بر سطح زمین راه می رویم. با یک سبد در جلو ویک سبد در پشت سر. درسبد پشتی عیبهای خود را می گذاریم و در سبد جلو صفات نیک خود را نگه می داریم . به همین دلیل در طول روزهای زندگی خود, صفات نیک خودمان را به رخ مردم می کشیم و فقط آنها را می بینیم. در همین حال بیرحمانه مشغول نظاره عیوب همسفرانمان هستیم که پیش روی ما حرکت می کنند و مدام در حال صحبت کردن از کاستیها و نقاط ضعف آنها هستیم

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
که اعتراض بر اسرار علم غیب کند

کمال سر محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند


بدین گونه است که در باره ی خود بهتر از دیگران داوری می کنیم, بی آنکه بدانیم کسی که پشت سر ما راه می رود در باره ما به همین شیوه می اندیشد


عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

Tuesday, 2 February 2010

ايران و هموطن

ای کاش ماهمانقدر که ایران را دوست داریم یکدیگر را نیز دوست می داشتیم

عشق به وطن و نفرت از هموطن حاصلش ویرانی است

بم و جم و هگمتانه و بیستون از سنگند و به مرور ایام سنگریز می کنند و ناپدید می شوند

اماعشق به همنوع هرگز نمی میرد و بر جریدۀ عالم ثبت می گردد

ودوام و قوام می یابد

عداوت ، بغض و بيزاري زندگى را فلج مى كند; محبت و مهر آنرا رها
عداوت زندگى رامغشوش; محبت آنرا هم آهنگ
كين زندگى را تاريك; مهر آن را درخشان


پاسخ دادن به كين و نفرت و خشونت با كينه ورزى و دشمنى، سر انجامى بجز عداوت و خصومتى چند برابر نخواهد بود
و فقط تاريكى عميق ترى بر شبهاى عارى از ستاره و روشنايى ثمر آن خواهد بود

فقط نور مى تواند بر ظلمت و تاريكى غالب شود


...