گاهی مرهون الطاف دوست میشوی، اما متوجه نمیشوی چون او اعلام نمی دارد! حضور دارد اما ظهور ندارد
Showing posts with label منتظر. Show all posts
Showing posts with label منتظر. Show all posts
Friday, 31 December 2010
Friday, 26 November 2010
عشق رخ یار
مشتاق تو از دست دهد ملک جهان را
از عشق رخت پاره کند پرده ی جان را
نازم سر او را که به سودای تو جان داد
جان داد و رها کرد غم سود و زیان را
هر دم که تو در دیده ی من جلوه نمایی
خواهم که بر آن جلوه دهم کون و مکان را
آن زنده دلی را که بود از تو نشانی
دیگر نپسندد به جهان نام و نشان را
تا از سر جان عهد مودت بتو بستم
یکباره شکستم همه عهد دگران را
پا از سر این کو نکشد عاشق مشتاق
حاشا زکف ارزان دهد این مهد امان را
حاشا زکف ارزان دهد این مهد امان را
فلاور
آفتابی در شبی گم کرده ام
Subscribe to:
Posts (Atom)


