Showing posts with label خطر. Show all posts
Showing posts with label خطر. Show all posts

Monday, 15 March 2010

ناخداي قهرمان

موج در موج ؛ اگر شاهد دريا باشيم

قطره قطره ؛ به دل دوست اثر بايد کرد

از سفر ؛ جز هنر عشق نبايد آموخت

از دل خود ؛ به دل دوست سفر بايد کرد

در سفر عشق؛ خطر بايد کرد



پرده هفت آسمان بشکافتی بشکافتی
گوی را در لامکان انداختی انداختی


سوی جانان برشدی دامن کشان دامن کشان
جان‌ها را یک به یک بشناختی بشناختی


بود در بحر حقایق موج‌ها در موج‌ها
بر سر آن بحر جان می‌باختی می‌باختی


صبر کردی تا که دریا رام گشت و رام گشت
بهر کشتی بادبان افراختی افراختی


...

Thursday, 7 February 2008

به اندیشیدن خطر مکن

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد


به اندیشیدن خطر مکن

روزگار غریبی است نازنین

آنکه بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود

و تبسم را بر لبها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان

کباب قناری بر آتش سوسن و یاس

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

...