Friday, 21 March 2008

NoRuz 2567 - 1387

Let us have a Prosperous and Peaceful New Year Together










Thursday, 6 March 2008

آنانی که دریایی زیستند، مردابی نمی‌‌میرند

ديروز مي رفتيم و خاکي بوديم ، امروز مانديم و خاکستري شديم

ديروز با عشق مي جنگيديم ، امروز براي عاشقي

آنجا براي رزم هاي شبانه مي رفتيم ، اينجا براي بزمهاي عاشقانه

آن روز با هم به دشمن مي زديم ، اين روزها براي هم مي زنيم


ديروز از سيمهاي خاردار گذشتيم ، امروز از زر و سيم روزگار هرگز

آنجا در پشت خاکريز بوديم ، اينجا در پناه ميز

آنجا براي خدا کار مي کرديم ، اينجا کاري با خدا نداريم

ديروز جزيره مجنون را ديوانه کرديم ، امروز مجنون جزيره ايم

ديروز چه آسان جان مي داديم ، امروز چه آسان ايمان را

آنجا با خدا دست مي داديم ، اينجا خدا را از دست مي دهيم

آنجا براي شهادت سبقت مي گرفتيم ، اينجا براي رياست

آن روز از سه راهي شهادت گذشتيم ، امروز از دوراهي عافيت مانده ايم

...

Wednesday, 27 February 2008

غروب دلتنگي



دلم گرفته از اين روزها، دلم تنگ است

ميان ما و رسيدن هزار فرسنگ است

مرا گشايش چندين دريچه کافي نيست

هزار عرصه براي پريدنم تنگ است

چگونه سر کند اينجا ترانه خود را

دلي که با تپش عشق او هماهنگ است

هزار چشمه فرياد در دلم جوشيد

چگونه راه بجويد که روبرو سنگ است

خورشيد در پس کوههاي ستبر عزم رفتن دارد و من در غروب دلتنگي

دست پريشان دل را فشرده ام و سر بر شانه آشفتگي به دنبال زانوي محرمي مي گردم



نخلستان بني نجار کجاست ؟

حلقوم چاههاي آشنايش کو ؟


بهانه اي در حلقومم گره خورده است

بهانه اي که هجم هجومش تکلف کلامم را از هم پاشيده است