Showing posts with label اروند. Show all posts
Showing posts with label اروند. Show all posts

Friday, 23 May 2008

غروب اروند

دريايي زيستن


يادش بخير ديروزمان را که جاري چشمه ها . حسرت نگاهمان را داشتند


و بلنداي قله ها حقير عظمتمان


و امروز گرفتار کدامين قانون غير اساسي شده ايم


که چشمانمان ديدگان شيطان شده و بلنداي وجودمان


حقير نام و نانو فرياد از فردايمان

Thursday, 6 March 2008

آنانی که دریایی زیستند، مردابی نمی‌‌میرند

ديروز مي رفتيم و خاکي بوديم ، امروز مانديم و خاکستري شديم

ديروز با عشق مي جنگيديم ، امروز براي عاشقي

آنجا براي رزم هاي شبانه مي رفتيم ، اينجا براي بزمهاي عاشقانه

آن روز با هم به دشمن مي زديم ، اين روزها براي هم مي زنيم


ديروز از سيمهاي خاردار گذشتيم ، امروز از زر و سيم روزگار هرگز

آنجا در پشت خاکريز بوديم ، اينجا در پناه ميز

آنجا براي خدا کار مي کرديم ، اينجا کاري با خدا نداريم

ديروز جزيره مجنون را ديوانه کرديم ، امروز مجنون جزيره ايم

ديروز چه آسان جان مي داديم ، امروز چه آسان ايمان را

آنجا با خدا دست مي داديم ، اينجا خدا را از دست مي دهيم

آنجا براي شهادت سبقت مي گرفتيم ، اينجا براي رياست

آن روز از سه راهي شهادت گذشتيم ، امروز از دوراهي عافيت مانده ايم

...