Thursday, 10 January 2008

بد میندیش



انسان تا زنده است، هم امید هست که نیکوکار شود و هم بید آن میرود که پشت بر نیکی‌ کند، لذا ثمری ندارد اگر نیکوکاران مغرور بر اعمال خویش شوند

غرور قسمتی‌ از بد اندیشی‌ است که به بد کرداری ختم خواهد شد و نهایتأ از آن انسان نیکوکار چیزی جز یک تصور خیالی از خود و غروری کاذب نخواهند ماند

مولا در خطبه صد و نود دو خود میفرماید: عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس انجام داد، در آنهنگام که اعمال و عبادات طولانى و تلاش و کوششهاى او را که شش هزار سال بندگى خدا را کرده بود و فقط به خاطر ساعتى تکبر ورزیدن بر باد داد ... او را از بهشت راند كه حکم خداوند در باره اهل آسمان و زمین یکى است


Tuesday, 8 January 2008

روح مهاجر


در زندگي به جاي شناور بودن شناگر باشيم



نه در حالتي بمان . نه در جايي . همواره روحي مهاجر باش به سوي مبدا
به سوي انجا که مي تواني انسان باشي
به سوي انجا که مي تواني عاشق باشي . به سوي انجا که مي تواني از انچه هستي
و هستند فاصله بگيري و اين رسالت دائمي توست
...

Thursday, 3 January 2008

نان و پنير و گردو


يكى از يادگاريهاى دوران دانشجويى و غربت، نان بود! حسابى هوس نان تازه و بوى نان تازه كرده بوديم و هر نانى ميخرديم بى بو و بى مزه تر از قبلى! بجاى حسرت خوردن آستين بالا زديم و حاصلش نان خوشمزه و تازه و خوش بوى ايرانى بود. كم كم نان جو و سبوس دار هم درست كرديم و هنوز به عادت گذشته روز هاى تعطيل نان تازه درست مى كنيم. غذاى سحر منهم رسما از همين نان و پنير و گردوست

اما در پخت این نان همه فکرم به این بود
که کسی‌ را گفتند: چگونه اي؟
گـفـت: نان خداي مي خورم، و
فرمان شيطان مي برم
...